سلام بر شب و سکوت عاشقانه تو ... سلام ای سپیده صادق صبح...
خوش آمدی ای رسول پنجم عشق... خوش آمدی ای نشان دولت عشق...
بتاب زلف کمندت به دور همت من...مگر که زلف تو گیرد غم از فراق تو...
شکوفه ها ی مهر همه از صفای توست ... تمام مهر در نظرم تمام توست...
برچسب: نویسنده: ستایش حسینی تاريخ: جمعه 11 آبان 1397 ساعت: 1:45
شب شد دوباره دگرگون شد آسمان من...وش می زند جواهر چشمم به یاد تو...
این را فقط برای تو گفتم ایها الحبیب... آسایش بدون تو، نیاسودن بهتر است...
برچسب: نویسنده: ستایش حسینی تاريخ: جمعه 11 آبان 1397 ساعت: 1:45
دل تو از من دلداده گرفتی... من بیدل چه کنم؟!...
برچسب: نویسنده: ستایش حسینی تاريخ: جمعه 11 آبان 1397 ساعت: 1:45
مسحور شب زلف کمند یلدای تو بودم...
گر قلب من از آتش عشق تو بسوزد...
خاموش مکن ... تا که ز انوار کمشکات تو باشم...
کی فهمد همی حرف دلم شعر فروشان ...
حاشا که در این خانه اگر گوش بدیدم...
گر گنج نهان بر تن این تار بدیدی...
هش دار مگر قاف شود راهنمایت ...
برچسب: نویسنده: ستایش حسینی تاريخ: جمعه 11 آبان 1397 ساعت: 1:45
هیهات هیهات هیهات!!!... از اخلاص...
داعی بیا و بگذر از این الهه ی عشق ...
کاین بت ز خودپرستی قربان نمی پذیرد...
برچسب: نویسنده: ستایش حسینی تاريخ: جمعه 11 آبان 1397 ساعت: 1:45
برچسب: نویسنده: ستایش حسینی تاريخ: جمعه 11 آبان 1397 ساعت: 1:45
بشوی به می مرا از این تهمت "بود"...
برچسب: نویسنده: ستایش حسینی تاريخ: جمعه 11 آبان 1397 ساعت: 1:45
نازنیم! بار دیگر درد عشق ات چاره کن ...
برچسب: نویسنده: ستایش حسینی تاريخ: جمعه 11 آبان 1397 ساعت: 1:45